محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

210

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

نتيجه : از آنچه ذكر شد رمز باقى ماندن تشيع براى اهل بيت روشن ميگردد ، و رمز آن همان سر باقى ماندن قرآن و روايات است ؛ زيرا قرآن و روايات مصدر اول و آخر تشيع هستند . « 1 » رسولخدا ( ص ) در اثر مقاومت با مشركين و انكار منكرين مصائبى ديد ، كه پيغمبران ديگر نديده بودند ، و شيعيان از قدرت‌هاى جنايتكاران جناياتى ديدند كه هر صاحب حقى مىبيند . بنابراين به جهت اصالت و صدق گفتار رسولخدا ( ص ) قرآن باقى مانده است ، و تشيع كه از فروع همين اصل است براى اهلبيتش باقى مانده است . بنابراين تشيع همدوش اسلام و قرآن باقى خواهد ماند . 3 - دفاع از اسلام : همانطورى كه عده‌اى از برگزيدگان مهاجرين و انصار جان خودشان را براى دفاع از رسالت رسولخدا ( ص ) قرار داده بودند ، عده‌اى از برگزيدگان و دانشمندان فارغ التحصيل مكتب اهل بيت ( ع ) همانند شيخ مفيد و مرتضى و كراچكى و علامه و . . . جان خودشان را براى تشيع در كف نهادند : زيرا كتابهاى مفصلى بنفع تشيع از كتاب و سنت استدلال نموده و تهمتها و افترائهائى كه به شيعه زده شده بر طرف ساخته‌اند ، و مطالب باطلى كه بتشيع نسبت داده شده باطل نموده‌اند . مطلب تعجب‌آور اين است كه ما در عصر فضا زندگى ميكنيم ، ولى در عين حال كسانى هستند كه افتراهاى صدر اسلام را پيش كشيده و كلمه‌بكلمه تكرار مىكنند و همان سخن 1400 سال پيش را اشاعه ميدهند و شيعيان را مجبور ميكنند كه گفتار مرتضى و مفيد و علامه و شهيد را بدون كم و زياد در جواب افتراءزنندگان و دفاع نقل كنند ! براى ما كافى است كه اشاره به دو نمونه افتراهاى جديد بنمائيم . يكى از مجله « آخر ساعة » و ديگرى از كتاب « اثر التشيع فى الادب العربى » كه به آن برخورد كرده‌ام نقل كنم . من كتاب اثر التشيع را اخيرا در يكى از كتابخانه‌ها هنگام تفحص كتاب

--> ( 1 ) يكى از اركان تشيع اعتماد بوحى و شناختن حق و اعتناء نكردن بقول اكثريت است . اين عقيده از آيه 78 سوره زخرف پيدا شده كه ميگويد : « لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ » : ما حق را آورديم ولى اكثر شما از آن روىگردانيد ! و على ( ع ) فرمود : جماعت ، جمع شدن اهل حق است اگرچه كم باشند و فرقه جمعيت اهل باطل است ، اگرچه زياد باشند . مؤلف